‏نمایش پست‌ها با برچسب اخبار منتشر شده در مورد ارد بزرگ در سایتها ، روزنامه ها و خبرگزاریهای ایران و جهان. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب اخبار منتشر شده در مورد ارد بزرگ در سایتها ، روزنامه ها و خبرگزاریهای ایران و جهان. نمایش همه پست‌ها

روزنامه رسالت : الگوي مصرف در کلام بزرگان

ضرورت تعديل مصرف

حرف امروز
امام خميني (ره) مي فرمايند: زياده روي به نحو غير متعارف حرام است و چنانچه موجب اتلاف و ضرر باشد موجب ضمان است.
همچنين ايشان معتقدند: عدالت عبارت است از: حد وسط بين افراط و تفريط و آن از امهات فضايل اخلاقيه است.
بنيانگذار کبير انقلاب اسلامي مي فرمايند: اسلام تعديل مي خواهد، نه جلو سرمايه را مي گيرد و نه مي گذارد سرمايه آن طور بشود که يکي صدها ميليارد دلار داشته باشد و اين يکي شب که برود پيش بچه هايش نان نداشته باشد اين عملي نيست، نه اسلام با اين موافق است نه هيچ انساني با اين موافق است.
مقام معظم رهبري: مصرف گرايي براي جامعه بلاي بزرگي است. اسراف، روزبه روز شکافهاي طبقاتي و شکاف بين فقير و غني را بيشتر و عميقتر مي کند.
يکي از چيزهايي که لازم است مردم براي خود وظيفه بدانند، اجتناب از اسراف است. دستگاههاي مسئول بخشهاي مختلف دولتي، بخصوص دستگاههاي تبليغاتي و فرهنگي - بويژه صدا و سيما - بايد وظيفه خود بدانند مردم را نه فقط به اسراف و مصرف گرايي و تجمل گرايي سوق ندهند@ بلکه در جهت عکس، مردم را به سمت قناعت، اکتفا و به اندازه لازم مصرف کردن و اجتناب از زياده روي و اسراف دعوت کنند و سوق دهند. مصرف گرايي، جامعه را از پاي درمي آورد. جامعه اي که مصرف آن از توليدش بيشتر باشد، در ميدانهاي مختلف شکست خواهد خورد. ما بايد عادت کنيم مصرف خود را تعديل و کم کنيم و از زياديها بزنيم.
کتاب بوستان سعدي از بدي اسراف و تشويق به صرفه جويي چنين آورده است.
چو کم خوردن طبيعت شد کسي را
چو سختي پيش آيد سهل گيرد
وگر تن پرورست اندر فراخي
چو تنگي بيند از سختي بميرد
يا اينکه مي گويد:
اي قناعت، توانگرم گردان
که وراي تو هيچ نعمت نيست
سقراط : يک زندگي مطالعه نشده ،ارزش زيستن ندارد...
ژاک دوال : اگر مي خواهي بنده کسي نشوي ،
بنده هيچ چيز مشو...
با ولخرجي تنها مال نمي رود ، زمان ارزشش فراتر است ، و آن هم نابود مي شود .
ارد بزرگ
هيچ پير جهان ديده اي منکر برآيند زهرآلود ، دارايي حرام در زندگي آدمي نيست .
ارد بزرگ
دکتر علي شريعتي :وقتي کبوتري شروع به معاشرت با کلاغ ها مي کند پرهايش سفيد مي ماند، ولي قلبش سياه مي شود . دوست داشتن کسي که لايق دوست داشتن نيست اسراف محبت است.
گوته:کسي شايسته آزادي است که هرروز بتواند به هوسهاي خود چيره شود.
ويکتور هوگو:بديهاي اجتماع به دست ما ساخته شده است و به جاي ناله جاي آن دارد که درصدد رفع آن برآييم.

مطالب مختلف - کورش پادشاه ایران از تخم بدکاری می گوید

کورش پادشاه ایران از تخم بدکاری می گوید

برخورد پادشاه ایران کوروش بزرگ با کارمندان نابکار


خورشید هنوز در پشت کوههای باختر فرو نرفته بود که کورش پادشاه ایران دستور داد سپاه در نزدیکی شهر ایلام اردو بزند همه سرخوش از پیروزی خود بر بابل بودند .
در آن هنگامه پیر زن و پسر جوانی به اردوگاه آمده و نزد پادشاه ایران از کارمند مالیات شهرشان شکایت نمودند . پس از تحقیق معلوم شد آن کارمند هر ساله بیش از آنچه دولت در نظر گرفته از مردم خراج می ستاند .
آن شب کورش پادشاه ایران در همان اردوگاه سرپرست خزانه دارای و مالیات فرمانروایی را از کار برکنار نموده و کس دیگری را به کار گمارد .
اندیشمند کشورمان ارد بزرگ می گوید : ریشه کارمند نابکار ، در نهاد سرپرست و مدیر ناتوان است . و هم او در جایی دیگر می گوید : فرمانروا در برکناری کارمند نابکار زمانی را نباید از دست دهد چون سیاهی کار بزهکار در دید مردم خیلی زود دامن او را نیز خواهد گرفت .


گفته می شود که پس از برکناری مدیر خزانه داری سه نفر از سرپرستان و اشراف کشور نزد فرمانروای ایران آمده تا پادشاه ایران را از تصمیمی که گرفته است باز دارند . کورش هخامنشی نه تنها از رای خود بر نگشت بلکه آن سه تن را هم از کار برکنار نمود و گفت : اگر تخم بدکاری از خاک ایران کنده نشود آرامشی نخواهیم داشت .

ماخذ : http://miladtajari.blogfa.com

حمله بی شرمانه پان تورک ها به ارد بزرگ

مطلب زیر نقد بسیار سطحی و عوامانه یک پان تورک به نام ابراهیمی است . تقریبا همه پان ترکها اطلاعات علمی و تاریخی اندکی دارند از این روی نقدها و تحلیل های تاریخی و علمی آنها خنده آور و گاها مضحک می نماید ارایه این مقاله فقط برای آن است که بدانیم مخالفین نظریه قاره کهن تنها راه نابودی آن را در اغوا گری و اهانت دریافته اند . ارد بزرگ بدنبال مطرح کردن ایران به عنوان قطب برتر منطقه ایی و جهانی است و پان ترکها بدنبال تنزل این موقعیت و در نهایت نابودی و تجزیه ایران هستند از این روی در پشت واژه های گاها انسانی قرار گرفته تا نقشه های دفتر نخست وزیری انگلیس را اجرا کنند پس از مقاله نظرات خوانندگان سایتهایی تجزیه طلبی که این مقاله اهانت آمیز را منتشر کرده اند را می گذارم
 

ادامه را در آدرس زیر بخوانید :

آرشیو مطالب سایت بخش پنجم

آرشیو مطالب سایت بخش سوم

تارنگار وبلاگ من - رسانه می تواند یا نه ؟






ارد بزرگ :
رسانه می تواند

1- رسانه می تواند در کوتاه مدت موجب شجاعت و یا ترس همگانی گردد .
2- رسانه می تواند نشان دهنده فر و یا بیچاره گی یک کشور در گستره جهانی باشد .
3- رسانه می تواند ذهن مردم را آرام و یا دگرگون و در هم بریزد .
4- رسانه می تواند گزارش های دروغ و رویدادهای غیر مستند را هم در میان اخبار درست به خورد آدمیان دهد .
5- رسانه می تواند با بستر سازی سیاه ، موج های همگانی ایجاد نموده و برای کسانی اسباب رشد یک شبه را فراهم سازد .
6- رسانه می تواند اموری همانند مراسم های سنتی و یا بزم های همگانی را کاهش و یا گسترش دهد .
7- رسانه می تواند در کوتاه مدت ابله ترین آدمیان را روشنفکر و روشنفکران را خانه نشین بنماید .
8- رسانه می تواند ابزاری باشد برای همبستگی و یا جدایی طلبی در یک کشور .
9- رسانه می تواند موجب افزایش آگاهی های شهروندی گردد .

رسانه نمی تواند

1- رسانه نمی تواند عشق و خواست های میهنی مردم را نابود و یا حتی سبک بشمارد .
2- رسانه نمی تواند برای همیشه اسطوره ها و بزرگان یک کشور را نادیده بگیرد .
3- رسانه نمی تواند در بلند مدت ، راستی حقیقتی را پنهان و دروغی را راست جلوه دهد .
4- رسانه نمی تواند برای همیشه آدمهای ناشایست را شایسته جلوه دهد.
5- رسانه نمی تواند یک خواست همگانی را برای همیشه کم اهمیت جلوه دهد .
6- رسانه نمی تواند خواهان پس رفت خواسته های مردمی باشد .
7- رسانه نمی تواند گریزگاهی برای سردمداران یک کشور به خاطر انجام ندادن درست کارهای آنان باشد .
8- رسانه نمی تواند خشونت و بخشش بی اندازه از خزانه کشور را توجیه کند .
9- رسانه نمی تواند خودکامگی و پستی هیچ گروه و دسته ایی را پنهان سازد و سعی برای انجام آن رسوایی به بار می آورد .


ماخذ : http://hcarbon.wordpress.com/2009/08/26/media/

تارنگار روانشناسی بالینی - شادی در تنهایی نیست


ناصر خسرو قبادیانی بسوی باختر ایران روان بود . شبی میهمان شبانی شد در روستای کوچکی در نزدیکی سنندج ، نیمه های شب صدای فریاد و ناله شنید برخاست و از خانه بیرون آمد صدای فریاد و ناله های دلخراش و سوزناک از بالای کوه به گوش می رسید . مبهوت فریاد ها و ناله ها بود که شبان دست بر شانه اش گذاشت و گفت : این صداها از آن مردیست که همسر و فرزند خویش را از دست داده ، این مرد پس از چندی جستجو در غاری بر فراز کوه ماندگار شد هر از گاهی شبها ناله هایش را می شنویم . چون در بین ما نیست همین فریاد ها به ما می گوید که هنوز زنده است و از این روی خوشحال می شویم . که نفس می کشد . ناصر خسرو گفت می خواهم به پیش آن مرد روم . مرد گفت بگذار مشعلی بیاورم و او را از شیار کوه بالا برد . ناصر خسرو در آستانه غاری ژرف و در زیر نور مهتاب مردی را دید که بر تخته سنگی نشسته و با دو دست خویش صورتش را پنهان نموده بود .

مرد به آن دو گفت از جان من چه می خواهید ؟ بگذارید با درد خود بسوزم و بسازم .

ناصر خسرو گفت : من عاشقم این عشق مرا به سفری طول دراز فرا خوانده ، اگر عاشقی همراه من شو . چون در سفر گمشده خویش را باز یابی . دیدن آدمهای جدید و زندگی های گوناگون تو را دگرگون خواهد ساخت . در غیر اینصورت این غار و این کوهستان پیشاپیش قبرستان تو و خاطراتت خواهد بود . چون پگاه خورشید آسمان را روشن کند براه خواهم افتاد اگر خواستی به خانه شبان بیا تا با هم رویم .

چون صبح شد آن مرد همراه ناصرخسرو عازم سفر بود . سالها بعد آن مرد همراه با همسری دیگر و دو کودک به دیار خویش باز گشت در حالی که لبخندی دلنشین بر لب داشت .

اندیشمند یگانه سرزمینمان ارد بزرگ می گوید :

سنگینی یادهای سیاه را

با تنهایی دو چندان می کنی

به میان آدمیان رو و در شادمانی آنها سهیم شو

لبخند آدمیان اندیشه های سیاه را کمرنگ و دلت را گرم خواهد نمود . ”

شوریدگان همواره در سفر هستند و چون خواسته خویش یافتند همانجا کاشانه ایی بسازند ، و چون دلتنگ شوند به دیار آغازین خویش باز گردند

ماخذ : http://babakrahbari.mihanblog.com/post/505

بعُد سوم 2(آرمان نامه ارد بزرگ) فرزانه شیدا*


بعُد سوم (آرمان نامه ارد بزرگ orod bozorg) فر گرد *آرمان - فرزانه شیدا  *farzaneh sheida

بعُد سوم (آرمان نامه)

فر گرد عشق

************
به قلم فرزانه شیدا

Love* - kjærlighet

نماز عشق ترتیبی ندارد چرا که با نخستین سر بر خاک گذاردن ،

دیگر برخواستنی نیست . ارد بزرگ

در *فرگرد عشق* به نماد عشق در زندگی انسان نگاهی میکنیم

وبا درنظر گرفتن سخنان زیبا وجامع ارد بزرگ وتطبیق برخی آن با دیگر سخنان بزرگان جهان

به بررسی عشق وماهیت وارزش عشق در زندگی می پردازیم

هرچند که *كلمات* حباب آبند و *اعمال* قطره طلا * ضرب المثل شرقی*

عشـق
______________

آمدم تا در آسمان کبود
پرگشایم بسوی آزادی

خانه سازم بر آن خرابه ی دل

تا بگیرم دوباره آبادی

ره گشایم به شادی بودن
تا بخندم دوباره با شادی

آه ای خدای عشق و امید

کاش عشقی بمن نمیدادی

کاش عشقی بمن نمیدادی!!!

* ف.شیدا

مقدمه:

___________________


عشق وامید دو احساس ذاتی ست که خداوندگار چون دیگر احساسات

در درون آدمی به ارمغان نهاده است

معقوله عشق , سخنی نا آشنا نیست که در طی قرون بسیار از ایندو

دیده وشنیده ایم چه در جامعه وزندگی

چه در ادبیات وهنر چه در همه زمینه هائی که بنوعی ااحساسات انسانی سروکار دارند

عشق تنها علاقه ای مفرد ومفرط به شخصی از جنس مخالف نیست

که عشق در بعُد زندگی ما درهمه مراحل میتواند نقشی عمده را در سرنوشت ما بازی نماید

چراکه درهر گامی که برداشته بسوی هدفی رهنمون میشویم

اگر همراه با عشق وعلاقه نباشد در آن موفق نخواهیم بود

وبسیار در کتب مختلف ازجمله کتابهای روانشناسی براین مطلب

تاکید گردیده است

که اگر خواهان سلامتی خود هستید هرگز تن بکاری ندهید

که خالی از عشق وعلاقه ویا حتی استعداد شما باشد.

شاید بپرسید چرا؟

پر واضح است که در راه زندگی آدمی همواره خواهان بهترین ها

برای خود بوده است

وعلاقه به زیبائی وزیبا دوستی وخواست بهترین ها از جمله خصایص آدمی بشمار میرود

واین خود موهبتی ست الهی که خداوند در وجود ما به ارمغان گذاشته است .

_______________________________________


نماز عشق ترتیبی ندارد چرا که با نخستین سر بر خاک گذاردن ،

دیگر برخواستنی نیست . ارد بزرگ

ما نمی توانیم بگوئیم که در زندگی خواهان زندگی زیباتر , بهتر وآسوده تر نیستیم

ما نمیتوانیم زنده باشیم اما از پیرامون خود آنچه دیدنی ست ازجمله طبیعت

و دیگر زیبائی هارا نبینیم ویا حتی ازدیدن آن طفره رویم

اگر در چشم انسان نیاز بدیدار زیبائی ها , عشق و بهترین ها ی زندگی نبود

چرا خداوند خود بدستان خویش تا اینحد در خلق

آفریده های زیبائی چون طبیعت پرداخته است؟

وچه در قعر دریاها چه در عمق کهکشان ها نیز از

آفرینش چنین زیبائی هائی دست نکشیده ست.

بااینوصف چگونه میشود بندگان او که بگفته خود او :

ذره ای از وجود تعالی او هستندخالی از احساس عشق وزیبا پرستی و....

دیگر احساسات باشند؟؟!!

زمانی که ما بر حسب احتیاج ونیار مجبور به انجام

کاری میشویم که در آن« عشق وعلاقه ای » نیست

وتنها ضرورت زندگی ایجاب میکند که در آن طاقت بیاوریم

براستی باخود چه کرده ایم؟

______________________


اینجاست که روانشناسان دنیا از بهترین ها ومعروف ترینها تا ساده ترین


دکتران روانشناس نشسته در مطب باهم اتفاق سلیقه ای مشترک دارند

1/ بی عشق به افسردگی خواهی رسید

2/ با افسردگی به بیماری خواهی افتاد

3/ با بیماری از زندگی روزانه ی خود باز خواهی ماند

4/ با بازماندن در روزانه ی زندگی از داشتن

زندگی بهتر و وضع مادی خوب بی بهره خواهی شد وبه فقر

خواهی رسید وهمه وهمه...

نشان ازاین دارد که بی عشق زیستن بمانند بی هوا نفس کشیدن است

که جز رسیدن به حالت خفقان روحی وعصبی به جائی نخواهد رسید

عشق همچون طوفان سرزمین غبار گرفته وجود را پاک

می کند و انگیزه رشد و باروری روزافزون می گردد . *ارد بزرگ

اما زمانی که انسان با شیفتگی وعلاقه بکاری, چیزی یا کسی مشغول میشود

دلگرمی او واحساس خوب او , خود راهبر او در زندگی خواهد بود.

چراکه در راهی گام برمیدارد که میداند عاشقانه

خواهان آن است.

*دشواری ، به هدف ما ارزش می بخشد .

دشواری بیشتر ، ارزش فزونتر . *ارد بزرگ

*باور کن که تو چه هستی آنگاه تو همان خواهی شد

کنایه بر :هرگونه خود را باور داشته باشی همان خواهی شد**ارنست هُلمز

**********

زينت انسان در سه چيز است ؛ علم، محبت، آزادي.
(افلاطون*)

************************

هدف هرچه میخواهد باشد
زمانی که عشق همراه آدمیست حتی اگر دیوارها ی بتُونی وسدهای محکم
ودره های وسیع وعمیق درپیش روباشد
انسان سرانجام راهی برای گذر پیدا خواهد نمود
خواه این در طبیعت زندگی وجود داشته باشد
خواه تمامی این سدها ودیواره ها ودرها از وجود انسانی

ساخته شده باشد
که خواهان ممانعت ما از رسیدن با اهداف ماست.
برای مثال: یک هنرمند, نقاش, نویسنده , شاعر وووو
یک مهندس, یک دکتر ودر هرزمینه شغلی دیگری

که بخواهیم نام ببریم.
یا حتی یک قلب درعشقی عمیق
بهانه:
تو برام بهونه ای
تا به شوقی به روزام نگا کنم
واسه من یه چاره ای
که دلم رو به غمام رضا کنم
انگاری بودن تو
حتی یاد و خاطره ات
نفس آبی این قلب منه...تا دل شقایقیم
با همون خال سیاه غصه هاش
واسه تو طپیدنُ و شعری کنه
انگاری بودن تو...حتی یاد و خاطره ات
تو رگ سرخ وجودم...مثه یک رود امید
راهی پیدا کرده از...چشمه ی دل
که همه عاشقی رو...تو تنم جاری کنه
مثه اون زمزمهی رودی که رفت...از تموم رگ من
تا توی متن وجود.
بی تو دنیا...مثه یک دشت سیاهه واسه من
واسه من طلوع فردا نداره
خورشید و آفتاب و مهتاب نداره
بی تو چشمامم دیگه خواب نداره
دنیا هم برای من ...مثه یک شب سیاست
.. که همه ستاره هاش... پشت یک ابر سیا قایم شدن
توی قهر لحظه های بی کسی
تُو سکوت یه شب سرد و سیاه.
بی تو دنیا ...دیگه بودن نداره
وقتی که آسمونش ...آبی رویا نداره
وقتی حرفی از منو ما نداره
چیزی جز غصه ی فردا نداره!
بی تو دنیا...مثه یک قاب رو دیوار میمونه
خالی از نقاشی زندگیه
رنگ سبز و سرخ و آبی نداره
طرحی از روزای شادی نداره
خالی از تصویر یک عاشقیه... آخه قابی خالیه
بی تو دنیا دیگه بودن نداره
دل من شوقی به موندن نداره
آره تو بهانه ای...آره عشق من برام بهانه ای
....واسه قلب عاشقم....که به شوق بودنت
زندگی روسر کنم
به امید عشق تو....توی راهه زندگی
خستگی رو از تنم بدر بکنم
آخه دل محبتو ...باتو شناخت
قاب خالی دلم ....نقشی گرفت
رنگ زیبای محبت و وفا
نقش رنگین یه باغ باصفا
همه یادآور قدرت خدا....همه یادآور قدرت خدا.
آره دنیا بی تو بودن نداره
وقتی که آسمونش آبی رویا نداره
وقتی که حرفی دیگه...از منو از ما نداره
تو برام بهونه ای... یه بهونه ی قشنگ
تا بیادم بمونه ... همه عشقای قشنگ رو زمین
ذره ی کوچیکی از عشق خداست
عشقی که بی انتهاست
عشقی که بی انتهاست* ف.شید ا 1383 سوم مهرماه
یک زندگی گرم مشتاقانه ورنده در یاد گرفتن ,
آرزوی دانستن و دانش واحساس کردن , اندیشه کردن
و عمل کردن است
واین آن چیزی است که من میخواهم ونه هیچ چیز دیگر

*کاترینه مانی فیلد*

همه وهمه وقتی دردرون خود آن اشتیاق وخواستن را
می بینند که خواهان آن هستند با وجودی گرم
ومتمول از امید هر راهی را که ممکن است حاضرند در
پیش گرفته به قله ی اهداف خود برسند.
اشخاص بزرگ و با همت به كوه مانند، هر چه به ايشان
نزديك شوي عظمت وابهت آنان بر تو معلوم شود و مردم
پست و دون همانند سراب مانند كه چون کمي به آنان
نزديك شوي به زودي پستي و ناچيزي خود را بر تو
آشكار سازند. *(گوته)

_____________________________

*خاطرم هست در کلاس دکوراسیون ویترینی که میرفتم

(پیش از دانشگده دیزاینری مد* )استاد ما که یک مرد دانمارکی بود و به هریک از ما کلاسور

بزرگ سفیدی اهدا کرد که

روی جلد آن جلدی پلاستیکی / نایلونی کشیده شده بود

ودرداخل آن میشد کاغذ یا عکسی را قرار داد

وگفت آنچه طرح میدهیم وانجام میدهیم همراه با تمامی جزوه ها وعکسهایمان

در این کلاسور بعنوان نمونه ی کار ما باید جمع گردد اما پیش از شروع کار

اولین نقاشی و کار کلاسی ا ین ست که هریک به سلیقه ی خودباید دو نقاشی بکشید

که یکی در روی جلد قرار میگیرد

دومی در پشت جلد که اتمام کلاس ما خواهد بود

و مطلب وموضوع نقاشی این است:

*در روی صفحه : کار را با هدف شروع می کنم

*در پشت صفحه: به قله ی خواسته هایم رسیده ام!

بنظر من این زیباترین تشویق ومحرکی بود که یک استاد میتوانست

درشروع کلاس به شاگردان خود بدهد

*کمک به همگان ، عشقی است که به برجستگان کمک

می کند راه های سرفرازی را بیابند . *ارد بزرگ

و...

*اگر به موفقیت خود واقعا ایمان داشته باشید حتما پیروز خواهید شد.

*داوید شوارتز

و بازبگفته اُرد بزرگ* ما همان هستیم که میخواهیم باشیم*

به این معنا که اگر قصد کنم کسی باشم خواهم بود
حال دربدترین یا بهترین شکل آن حتی در بحث روانشناسی نیز گفته میشود:

*تکرار یک حرف بخود در هرروز وهر لحظه وهر ثانیه

باعث باور آن در درون تو میشود*

وشاید اینرامیدانید که پایه ی طب روانشناسی بیش از هرچیز بر قدرت

* تلقین * استوار میباشد

من اگر روزی صدبار بخو دبگویم من شادترین آدم دنیا هستم وحتی اگر نباشم

احساس سرخوشی بمن دست خواهد دا د,البته اگر خود آنرا باتمام دل باور داشته باشم!

وشاد نیز خواهم شد .

بزرگان میگویند: سقف آرزوهايت را تا جائي بالا ببر كه بتواني چراغي به آن نصب كني.

حُسن دعا بدرگاه پرورگار نیز درهمین است:

گفتن وتکرار خواسته ها که بنوعی تخلیه روحی

درجائی دیگر امید بخشیدن بما که :

کسی درد مرا میداند وحرف مرا میشنودوامید به برآورده شدن دعا که وقتی درباور خود

میدانیم از درگاه او شنیده میشویم

هرچقدر درگرفتاری ومشکلات , دردرون خود روزنه ای ازامید را میگشائیم

که طاقت وتوان آدمی را بیشتر میکند تا با صبر وتحمل بانتظار بهتر شدن اوضاع باشد.

پس هیچ چیز بی دلیل نیست وهمچنین عشق ووجود عشق در زندگی آدمی

که در درجه ی اول دوست داشتن را در با نام مادر میآموزیم وچون عقل کودکانه

به درک رسید , با *عشق بخدا * آنرا آموزش می بینیم.

پس عشق حتی در جنبه ی غمناک خود نیز

میتواند ره گشائی باشد برای داشتن امیدی درناامیدی ها

هیچ گاه عشق به همدم را پاینده مپندار و از روزی که دل می بندی این نیرو را نیز

در خویش بیـآفرین که اگر تنهایت گذاشت نشکنی

و اگر شکستی باز هم نامید نشو! چرا که آرام جان دیگری در راه است . *ارد بزرگ

*******

به اشعار شاعران ونویسندگان نگاه کنید

آنان که از جدائی وفراق مینویسند اکثرا درمیانه ابیات وسطرهای ایشان روزنه ای ازامید

را میتوان یافت که شاعر ونویسنده از آن درغالب کلمات حرف میزند

*امید به بازدیدن وبرگشتن یار

*امید حتی برای یکبار دوباره دیدن او

و....یا

* شاید باخود آرام گرفتنی بااین یاد که عشق او که رفته است ,

زیباترین خاطره زندگیم بود.! که این شادی دل میگردد وآرام دل عاشق.

پس می بینیم درنا امیدی بازهم امیدی نهفته است.

این لازمه زندگی انسانیست
__________________

هرگز نترس برای فاصله هایئی که میان آرزوها ورویاهایت با حقایق وجود دارد

همانقدر که بتوانی رویایش را داشته باشی میتوانی انجامش دهی

*بلوا دیویس

ـــــــــــــــــــــــ

عشق هم برای بودن وزیستن وادامه ی هستی لازمه ای انکار ناپذیر است .

__________________________

*آ خرین راه*


بسیار آرام آمدم ....شاید.. حتی.. پاورچین

آنقدر آرام که سایه ام نیز

احتیاط میکرد... مبادا... ..آه..!!!

گذر ازاین کوچه ها... اما...

آنــگونـه کــه مــی پنــداشتم

آسـان نبــود

می ترســـیدم

از دیــدن ودیــده شدن

از دوبــاره ... بر لبــی بودن

در نـــگاهــی جــستجو شــدن

وباز دلشــکسته پـای پـس کشیـدن ورفـتن

آرام ...آرامــتر از...صـــدای قـــلبم

آرامتـر از طپش های درون سینه ام حتی

آرامـــتر آمــدم

وهــمینگونه آرام نیــز ...خـواهم رفــت

مـــرا... دیــگر نـــخواهــی دیــد

کــلامـی زمـن دیگر... نـخواهـی شـــنید

وشـــا یــد گاه قـــلم

بـاز بـــگرید... ونــاله ای برخـــیزد

ازســـوزش نـوک قـــلم... بــر واژه های.. دلشـــکسته ام

و از اشـــکهای دردآگـــین شــبانه ام ...ردپــائی بــماند در

* شــعرم

* در آغــوش تـــنهائی

* در آشـــیانه شـــعر

* در آغـــوش شـــعر

یا * درکـــوچــه بــاغ هــای تـــرانــه ام

و * در کنج خلوت شعرم

عطر... دلتنـــگی بپــاشـــد


دیگر آرام خواهم گرفت..اگرچه بغض در گلــو

آه در ســـینه... تـــنهای تــنها

در دلشـــکستگی ی* شـــیداوش روحـــم

که در هــزاربــاره گی زنــدگیــم...

شـــکست ...آری شـــکست....

بــی هــیچ گنــاهی ...امـــا

امــا...زیــن پــس.. مــرا نخواهـی دیــد

نـه تــو...نــه او...نـه هـــیچکس

تـــعجب نــکن

حـتی اگر تــرا نـیز...صـدا نکـنم

...یــا چشــم برتـو ببنـــدم

و خـلــوتم را... زار بگـریم

د یــگر جــز شـــعر... ازمن ...

هیچ نمانده اســت... نه حتی در آشیانه هایم!!!

اما...مــن...هـمیشه در ســکوت مــیروم

مـن آخر ..از بدرود بیـزارم

از خـدا حــافظ گــفتن ها... در رنـجم

...

بـسیار.. آخـرگـفته ام: بـدرود

توان باردیگر گـفتنم نیـست

نـه دیـگر بـاتـو...نـه...

... دیـگر بـس اســت مـرا!

سـلامی آغـاز نمـی کنم دیـگر

کـه بـدرودی... در پی داشـته بـاشـد

امـا برای تو.... برای او....وبـرای هـمه

در دل هـزار هـزار آرزوی خـوب را ...آرزو میـکنـم

آه... آمـدم ...به آرامـی.... میــروم دگربار... آهســته!

ودیگر نـخواهــم خـواند... حتی زیر لـب :

*هـمسفر ..آهسـته تر.. ازکـنار من گـذر

*راه تــو.. راه من اســت.. بی تـو کـُُویـک هــمسفر

*هـمسفر ایـن راه مـا ..*..راه عـشق است و صـفا

بــردی از یـاد مگر؟....... تـو وفـای عـشق مـا؟

....این اما شـــعری بـود

در ... روزگــاری... که بایـد فرامـوشـش کنـم

در دوبـاره گـی... شکـستن ...نه... دیـگر نمیخوانم ...

....

نمی تـوانـم...نمی تـوانـم!!!

زیـن پـس اما...زندگانـیت خـــوش بــاد

که مـیدانـم زین پس ...هــمیشه

هـزار خـاطره را با دل مـی کشـم...با روح مـی برم

و در خـود مــیمـیرم

نمیــگویـمت: بامـید دیـدار ...که دیـداری نـخواهــد بود

نمیـگویـم ونه حتی ...تا بــعد....وآه...

چـه بـی ثــمر بـود ایـن گـذر

چـه پُـر اثـر بـر مـن

فـقط بـه فـقط ..مـیگویم ترا ...شـاد باشـی وخــوشبخت

کـامـران باشــی و در امـان خـدا

یـادت هـمراه دلـم مـیماند

در راه ... راه ِ رفــتن

یـاد تــو ...تــو .. و حــتی تـــو

1383ف.شیدا

____________________

هیچ گاه عشق به همدم را پاینده مپندار

و از روزی که دل می بندی این نیرو را نیز در خویش بیآفرین که اگر تنهایت گذاشت نشکنی

و اگر شکستی باز هم نامید نشو چرا که آرام جان دیگری در راه است . ارد بزرگ

آرام جانی که میتواند دردرون خودتو باشد اینکه بگوئی یادش بخیر

عشق زیبائی بود خاطره ای دوست داشتنی روزگاری خوش.

سلامت باشد وشادمان وخوشبخت وباا ین حرف دل عاشق هرچند شکسته باشد, آرام میگیرد

به امید اینکه , اورا که دوست میدارد یا دوست داشته است ,

خوشبخت زندگی می کند و حتى بدون او! و *بودن *

او در سلامتی وخوشبختی برای کافی ست.

واین یعنی عشق.

__________________

عـشق همچون طوفان سرزمین غبار گرفته وجود را پاکمی کند

و انگیزه رشد و باروری روزافزون می گردد . *ارد بزرگ


همین که شادی او وآرامش دل خود واورا نیز

طلب می کنی بزرگترین عشق ومحبتی ست که میشود داشت:

به گفته شاعران و بزرگان وانديشمنداندر باره عشـق نگاهی می کنیم:

*عشق آن نیست که هرلحظه کنارش باشی

عشق آن است که هرلحظه بیادش باشی

و همچنین:

همینقدر که کسی را دوست بداریم ودوستمان داشته باشد کافیست لازمه ی عشق

تنها در بهم رسیدن نیست!

يا:

اینکه با آتشهای درونی بسوزیوشادی را همچنان در دل داشته باشی

خود یک موفقیت در زندگی ست!*والتر پاتر

براى عشق:

____________________

من براي بهار شعر نميگويم

بهار بي ترانه نميماند

قناري باز ميخواند

پرنده نغمه ها سر ميدهد

...

من اما...براي عشقـی ميخوانم ....در آستانه در اميد

چشم براه نجاتي مـجهول

....

من براي عشقي ميخوانم

که تنها ميخواهد ، زنده بماند

در بهاران‌ ِ هستی عــشق

وجايگاهي جز دل نميشناسد

چون شعله اي ست بر شمعي خاموش

چون کودک محبت

زندگي يافته از مادرعشق

در آغـوش عاطفه ها

...

بهار آخر روزي .... جا به زمستان خواهد داد

قناري يکروز خواهد رفت

عشق گاه به ويراني ... گاه شکست رسيد....

دل اما.... که جائي براي رفتن نداشت... گريست ...

در کُنج دوستت دارم ها!

نه... من براي بهار شعر نميگويم

که دل واژه نامه ی اشعار عاشقی ست

وعــشق خود بهار دل ها

من اما...شعر ي خواهم سرود

... براي قلبـی ...که بهارش ، عاشقي ست

ونغمه هايش تکرار دوسـتت دارم

با من هم ترانه باش

ف.شيدا فروردين 1386جمعه

ــــــــــــــــــــــ پايان ــــــــــــــــــــــ

دراینجا *فرگرد عـشق* را بپایان می بریم

امید استفاده برده باشیدومثمر ثمر بوده باشد.

به قلم: فــرزانه شـــیدا

تا دیــداری دوبـاره بــــدرود

چهار شنبه 28 مرداد 1388

ماخذ : بعد سوم آرمان نامه

ماخذ : http://www.bi3t.ir/?p=367

تالار پرشین تیم Persian Team Forums - فرگون زیبا !!!!






فرگون زیباترین زن زمانه خویش بود و همسر ملک شاه . در مجلسی زنانه ، زنی از خاندان نزدیک همسرش گفت فرگون خانم ! شنیده ایم هیچ خدمتکار ایرانی به کاخ خویش راه نمی دهی ؟
بانوی اول ایران پاسخ داد : ایرانی خدمتکار نمی شناسم !
آن زن سماجت کرد و گفت : چطور ؟ اعتماد نمی کنید ؟ !
فرگون زیبا گفت : من نیازی به کمک دیگران ندارم هم نژادانم را هم برتر از آن می دانم که آنها را به خدمت بگیرم . زنان رومی و چینی و یونانی را هم که می بینید پیشکش سرزمین های دیگرند به پادشاه ایران و من تنها مواظب آنانم تا آسیب بیشتری به آنها نرسد .
زن دیگری می پرسد : مگر پیشتر چه آسیبی دیده اند ؟
فرگون زیبا می گوید دوری ! دوری از شهر و دیار شان ! این بزرگترین آسیب است .
آن زن دست به گیسوی فرگون می کشد و می گوید حالا می فهمم برای چه همه تو را دوست دارند . به گفته دانای ایرانی (( ارد بزرگ )) : نامداران ماندگار آنانی اند که سرشتی نیکو و دلی سرشار از مهر دارند .



یاسمین آتشی

ماخذ : http://www.persianteam.ir/forum/showthread.php?p=108479

سایت جملات مشاهیر - ارد بزرگ





آزادی باجی به مردم نیست ! چرا که مال و داشته آنهاست. ارد بزرگ

دکتر شهناز خاتمی :
بسیاری در کشورهای جهان سوم عادت کرده اند برای گرفتن حقوق اولیه خود التماس کنند .
اولین حق هر انسان داشتن آزادیست .
التماس های عوام برای داشتن اندکی آزادی این توهم را در بین دایه داران قدرت پدید می آورد که براستی آنان عین حق هستند و آنانند که با دادن اندکی آزادی به مردم ، در حق آنها حاتم بخشی می کنند ! حال آنکه آزادی پایه و اساس هر حاکمیتی است .
مردم با ایجاد و حفظ کیان یک کشور بدنبال بدست آوردن آزادی های انسانی خود هستند .
متاسفانه اغلب پس از گذشت زمان و تقسیم غنایم کم کم زیاده خواهی و عشیره گری شروع می شود که خود باعث می گردد آنهایی که دارای چنین روابطی نیستند در مدح و ثنای حاکمیتها چاپلوسیها بکنند که در نهایت ماحصل این جریان ایجاد خود بزرگ بینی است در نهادهای حاکمیتی !
و مردم که خود نوک منشور قدرت هستند به پایین پرتاب شده و اقلیتی مریض بر کل امور سایه می گسترانند
شما نمونه این جریان را در حکومتهای و جمهوریهای تازه استقلال یافته کاملا دیدید .
مجسمه های که پس از استقلال و آزادی از طلا ساخته شد و در مقابل مردم قرار گرفت .
انحصارات و بروکراسی اداری و سیاسی توسط طبقه حاکمه بوجود آمد و مردم محدود و محدوتر شدند و به همان نسبت حاکمیت آلوده تر گشت .
امروز برای یک تحصن و اعتراض عادی باید پلکانهای وزارتخانه ها را هزار بار بالا و پایین بروند تا بتوانند اولین حق خود را ، که آزادی بیان و گفتار است را به دست بیاورند .
ارد بزرگ روی سخنش به دایه داران قدرت است .
به آنها می گوید فراموش نکنید حاکمیت و آزادی ازآن مردم است .
و شما کارمندانی بیش نیستید . اشتباه نکنید و فکر هم نکنید مافوق ملتید …

نمایی از سالن اپرای وین


ماخذ : http://mak2ob.wordpress.com/2009/08/16/%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-2/

سایت تبیان - سخنان ارد بزرگ - Great Orod




شادی کجاست ؟ جای که همه ارزشمند هستند . ارد بزرگ


آدمهای ماندگار به چیزی جز آرمان نمی اندیشند . ارد بزرگ


کسی که آزادی می جوید زندانی برای اندیشه های دیگر نمی گسترد . ارد بزرگ


گذشتن از سختی های پیش رو ، چندان سخت تر از آن چه پشت سر گذاشته ایم نخواهد بود . ارد بزرگ


سخن گفتن از دوستی و دشمنی پایدار در سیاست ، خنده آور است . ارد بزرگ


بسیار یاد کردن از سختی های زندگی ، بردگی می آورد . ارد بزرگ


مردمان توانمند در میان جشن و بزم نیستند . آنها در هر دم به آرمانی بزرگتر می اندیشند و برای رسیدن به آن در حال پیکارند . ارد بزرگ


آزادگان میهن پرست در مرداب خودستایی فرو نمی روند . ارد بزرگ


میندیش که دیگران ، تو را به آرمانت خواهند رساند . ارد بزرگ


فرمانروای نیک ، دست نشانده پلید ندارد ! . ارد بزرگ


دشمنی و پادورزی ، به آدم خردمند انگیزه زندگی می دهد . ارد بزرگ


گفتگو با خردمندان و دانشوران ، پاداشی کمیاب است . ارد بزرگ


مهم نیست تا چه میزان رشد کرده ایم ، مهم این است که از آرمان هایمان دور نشده باشیم . ارد بزرگ


رسوایی و زبونی همیشه در پیشانی بدخواهان فرزندان ایران جا دارد . ارد بزرگ


بوی خوش بهشت در سخن زنان و مردان پاک نهاد جاریست . ارد بزرگ


در تاریکترین شب های ستم ، روشنترین ستاره ها زاده می شوند . ارد بزرگ


هدف آدمهای کارآمد ، پیدا نمودن راهی مناسب برای ساختن ایده هاست . ارد بزرگ


آنکه در بیراهه قدم بر می دارد آرمان و هدف خویش را گم کرده است . ارد بزرگ


سفر ، نای روان است برای اندیشه و آرمان بزرگ فردا . ارد بزرگ


به جای خود کم بینی و آرمان گریزی ، پای در راه نهیم که این تنها درمانگر دردهای زندگی ست . ارد بزرگ


ستایش گران میهن ، زنان و مردان آزاده اند . ارد بزرگ


میهن پرستی هنر برآزندگان نیست که آرمان آنان است . ارد بزرگ


سرنگونی با آدمهای شتابنده ( عجول ) زاده می شود . ارد بزرگ


اگر آرمان برایمان هویدا باشد ابزار های رسیدن به آن را خیلی زود خواهیم یافت . ارد بزرگ


آرمان ما باید دارای شور و برانگیختگی باشد . انگیزشی که آدمی را به هست و جوشش نیاورد ، خسته کننده است . ارد بزرگ


آزادی پنجره رشد و شکوفایی کشور است بستن آن سیاهی ها در پی دارد . ارد بزرگ


یادآوری آرمانها ، از بیراهه روی بازمان می دارد . ارد بزرگ


مستمند کسی است ، که دشواری و سختی ندیده باشد . ارد بزرگ


ارزش سختی های روزگار را باید دانست ، آنها آمده اند تا ما را نیرومندتر سازند . ارد بزرگ


آنکه سختی نکشیده ، نرمی و بهکامی نخواهد داشت . ارد بزرگ


ماخذ : http://www.e6973a.tebyan.net/index.aspx?pid=934&articleID=402514

تارنگار دلم از خیلی روزا با کسی نیست - سلا م به دوستان حرف های قشنگ

چهار چوب نگاه ما زمینی است ، اما برآیند اندیشه ما جنبه آسمانی نیز پیدا می کند . ارد بزرگ



هر چه عشق و شور زندگی بیشتری از خود ابراز کنید برای دیگران نیز بیشتر مقاومت ناپذیر خواهید شد و آن ها دیگر نخواهند توانست شما را نادیده بگیرند . باربارا دی آنجلیس



این همه پیغمبرها گفته اند که روح باقی می ماند و چنین و چنان می شود. اما هیچکس توجه نکرده که آیا روح ما قابل بقا هست یا نه ؟؟؟
شما را بخدا روح ما با این افکار پست و اندیشه هایی که از حدود معده و شهوت تجاوز نمی نماید آیا اگر از بین برود بهتر نیست ؟!؟ . موریس مترلینگ



چیزی را که ما نمی توانیم بفهمیم ضد و نقیض زندگی انسان است.
زیرا از یک طرف طبیعت یا خدا انسان را آفریده که حتما مرتکب گناه می شود و از طرف دیگر به ما می گویند که هر کسی که مرتکب گناه گردید در جهان مجازات خواهد دید !!!
بهتر این بود که از روز نخست ما را طوری می آفریدند که قدرت ارتکاب گناه را نداشته باشیم . نه آنکه ما را بیافرینند و بعد کیفر بدهند !!! . موریس مترلینگ



برآیند سامان یافتگی رفاه است پس : نخست باید به ساختار درست رسید سپس بر اساس آن ساماندهی کرد آنگاه رفاه همگانی بوجود می آید . ارد بزرگ



تفاوت میان ایستایی و پویایی با قدرت تصمیم گیری مشخص می شود . اراده خود را قوی سازید! کافی نیست که به خود فشار بیاورید بلکه باید خود را در حالتی مصمم قرار دهید. آنتونی رابینز



شما این توان را دارید که زندگانی ای سرشار از عشق و رضایت بیافرینید . باربارا دی آنجلیس



تا وقتی که من و شما دارای مغز هستیم محال است که بتوانیم دانائی خداوند را با اختیار خودمان در زندگی وفق بدهیم!
یعنی همینکه ما گفتیم خداوند دانا و تواناست و همه کار را می توانست و می تواند بکند و قادر به پیش بینی همه چیز بوده و هست دیگر نمی توانیم بگوئیم که ما در کار خود اختیار داریم و هر چه دلمان بخواهد خواهیم کرد!
زیرا هر فکری که شما برای امروز و یا آینده بکنید و هر کاری را که امروز و یا در آتیه انجام بدهید قبلا از طرف خدا پیش بینی شده و اگر پیش بینی نمی شد و او قادر نبود که وقایع آینده را ادراک نماید خدا نبود و همین که پیش بینی کرد ناچار آن کار اتفاق خواهد افتاد ودیگر اختیار از دست شما خارج است!
تمام وسائل و کتابهائی که علمای مذهبی در این خصوص نوشته اند و خواسته اند که موضوع آزادی انسان را با علم وتوانائی خداوند وفق بدهند جز یک سلسله کلمات پوچ و میان تهی چیزی نیست و فاقد معنی می باشد!
انسان در یک صورت می تواند در این جهان اختیار داشته و هر چه دلش می خواهد بکند و آن در صورتی است که خداوند یعنی کسیکه دانا و توانای مطلق است وجود نداشته باشد! و همین که این دانا و توانای مطلق وجود داشت دیگر من و شما اختیار نداریم و تمام کارها بدست او انجام می گیرد!
کسانیکه بین خدا و جهان فرق میگذارند و عقیده دارند که این دو باهم متفاوت هستند می گویند این جهان است که نادان و ناتوان می باشد و در نتیجه نمی تواند وقایع آینده ما را پیش بینی نماید بنابراین ما در جهان آزاد هستیم وهرچه دلمان بخواهد می کنیم !
ولی این اشخاص خود بخویشتن جواب رد می دهند زیرا همین که بین جهان و خداوند فرق گذاشتند لازمه اش این است که خداوند آفریننده جهان باشد و اگر جهان چیزی نمی داند خدا ناچار باید همه چیز را بداند وگرنه خدا نیست!
پس ما فرضا جهان را نادان بدانیم نمی توانیم خداوند را نادان بدانیم و او حتما دانای مطلق است و با این سمت و توانائی خویش تمام اعمال ما را برای همیشه مشاهده و پیش بینی نموده و چیزی را هم که او دید و پیش بینی کرد حتما اتفاق خواهد افتاد اعم از اینکه ما بخواهیم یا نخواهیم و به عبارت صریح ما در کارهای خود اختیار نداریم بلکه مجبور می باشیم! . موریس مترلینگ



آدمیانی که با دیگران روراست نیستند با خود نیز بدین گونه اند . ارد بزرگ



چنانچه به خورشید نگاه کنی ، سایه ای نخواهی یافت . هلن کلر



خداوند برای ما نیکی و شادی را پسندیده است این ماییک که از میان هزاران شادی به دنبال حاشیه غمگین شادی ها می رویم . فرانک



عشق به مراتب بزرگتر و فراتر از جاذبه ی فیزیکی و جسمانی ای است که نسبت به شخص دیگری در خود احساس می کنیم . عشق حتی به مراتب فراتر از ایمان به آرمان و غایتی برتر یا علاقه شور و اشتیاق نسبت به روابط ، کار یا حتی خانواده است . باربارا دی آنجلیس



اگر از شما بپرسند که در این جهان در انتظار چه هستید چه پاسخ خواهید داد؟ اگر از اشخاص عادی باشید "که نود و نه درصد مردم از اشخاص عادی هستند" خواهید گفت که من دراین دنیا انتظار دارم که پس از مرگ مستقیما وارد بهشت شده ودر حالی که عمر جاویدان خواهم داشت تا پایان عالم اغذیه لذیذ بخورم و از لذت عشق و شهوت برخوردار شوم و آهنگ های طرب انگیز بشنوم و ... ولی غافل از این هستید که پس از رفتن در بهشت و داشتن عمر و جوانی همیشگی که هرگز دچار خزان پیری و بیماری نخواهید گردید دیگر از خوردن و نوشیدن و خوابیدن و شهوترانی لذت نخواهید برد و بزودی زندگی یک نواخت بهشت شما را خسته و کسل خواهد کرد زیرا چیزی که در این دنیا خوردن و خوابیدن و غیره را برای شما لذت بخش کرده ترس از مرگ و از دست دادن این لذات است و روزی که این لذات جاوید شد یعنی مرگ برای شما وجود نداشت همه چیز عادی خواهد گردید! در جای دیگر گفته ام که اگر شما را به بهشت ببرند پس از یکسال اقامت کسل شده و از در بهشت خارج گردیده و در جستجوی نقطه دیگری هستید که تغییری در زندگی شما بدهد!!! . موریس مترلینگ



تنها با از خودگذشتگی برای دیگران می توان جاودانه شد . ارد بزرگ



ما نباید از حرکات و گفتار یک دیوانه حیرت کنیم . زیرا بیست و چهار ساعت شب و روز مشغول تماشای دیوانگی و حرکات بی رویه طبیعت هستیم و انگار که ما بر طبیعت برتری داریم زیرا خود را در قبال او عاقل می بینیم.
اما اول باید منتظر بود که بفهمیم اساس دنیا بر عقل استوار است یا جنون ؟؟؟ و به عبارت دیگر آیا عقل هم یکی از نواقص زندگی ماست که با توسل بدان می خواهیم کشتی زندگی حقیر و ناچیز خود را به ساحل نجات برسانیم و یا برعکس ,عقل یکی از امتیازات ماست ؟!؟!؟!
زیرا ممکن است عقل هم یکی از نواقص زندگی ما باشد و برای موجودات عالی تر هیچ معنی نداشته باشد.
مثلا عقل شما می گوید که وسط کوره کارخانه آهن گدازی نروید زیرا خاکستر خواهید شد.ولی موجود عالی تری که بیم از آتش ندارد و حتی چندین میلیون درجه گرمای کره خورشید را تحمل می کند به استدلال عقلانی شما می خندد و با چشم حقارت به شما می نگرد و تفرج کنان از وسط کوره آهن گدازی عبور می نماید . موریس مترلینگ



شکست نتیجه خودداری از انجام عملی ( مثلاٌ زدن یک تلفن ، رفتن یک کیلومتر راه یا اظهار عشق و محبت) است. آنتونی رابینز



هر چه بیشتر عشق و شور زندگی را از خود ابراز کنید ، برای دیگران مقاومت ناپذیر تر خواهید شد و آن ها کمتر می توانند شما را نادیده بگیرند . باربارا دی آنجلیس



هیچگاه امید کسی را ناامید نکن ، شاید امید تنها دارایی او باشد . ارد بزرگ



از تصاویر و اشکال مختلف خداوند یگانه شکلی که تا اندازه ای به فهم ما نزدیک می باشد بی پایان بودن اوست و ما از صفات خداوند فقط همین یکی را تا اندازه ای می فهمیم و باقی صفات و اشکال او برای ما مجهول می باشد !!! . موریس مترلینگ



گاهی اوقات مرگ بازی غایم موشک دارد. به این طریق که ناگهان از گوشه ای به در آمده گریبان شخصی را که هیچ به مرگ فکر نمی کرد می گیرد و او را با خود می برد. این است یکی از تفریحات او !!! . موریس مترلینگ



هیچ اهرمی همچون بردباری و امید نمی تواند مشکلات را از پیش پایت بر دارد . ارد بزرگ



من بعضی از اشعار شعرای ایرانی را در ترجمه های فرانسوی خوانده ام و بعضی از ابیات فریدالدین عطار نیشاپوری تاثیر زیادی در من کرده است. فریدالدین در یکی از اشعار خود می گوید :
"خداوندا اگر چه گناهکار هستم و خود را درخور مجازات می بینم. لیکن از درگاه تو ناامید نیستم برای اینکه می دانم که اگر من در این جهان بر طبق پیروی از طبیعت خود رفتار کرده ام تو در آن جهان نسبت به من بر طبق طبیعت خود رفتار خواهی نمود."
انصاف بدهید که آیا از آغاز زندگی بشر تاکنون در جهان چیزی گفته شده است که از حیث عمق معنی بالاتر از این گفته عطار نیشاپوری باشد و به این اندازه امیدبخش باشد ؟؟؟ . موریس مترلینگ



اگر ما صد مرتبه باهوش تر و چیز فهم تر از این بودیم دنیایی که به نظر ما می رسد چندان شباهتی به دنیای کنونی نداشت و اگر هزار مرتبه از این چیز فهم تر بودیم تفاوت دنیایی که به نظرمان می رسید با این دنیا زیادتر می شد . زیرا دنیا جز خود ما و جز آنچه در خود می بینیم و از خود می فهمیم چیز دیگری است!!!
حتی خدا هم که عین هستی است نمی تواند نیستی را به وجود بیاورد . همانگونه که آفریننده قادر نیست پایان خود را ببیند زیرا اگر پایان خود را می دید آنوقت بی پایان نبود . موریس مترلینگ



آنکه پیاپی سخنتان را می برد ، دلخوش به شنیدن سخن شما نیست . ارد بزرگ



ما هیچ دلیلی در دست نداریم که بتوانیم وجود فهم و شعور را در سنگ و درخت و غیره منکر بشویم و در این صورت بعید نیست دنیاهائی وجود داشته باشد که در آنها سنگ ها و سایر جمادات مثل ما زندگی کنند و بلکه زندگی فکری آنها از ما بالاتر باشد . موریس مترلینگ



از خود می پرسیم که اگر مرگ تغییرات کنونی را به ما نمی داد یعنی جسم ما را فاسد و متلاشی نمی کرد و در پایان مبدل به یک اسکلت زشت و وحشت آور نمی شدیم و در عوض بعد از مردن جسم ما مبدل به یک گل سرخ زیبا میشد آیا این همه که امروز برای روح خود مشوش هستیم آن موقع هم مشوش میشدیم؟؟؟
هر کس که این پرسش را از خود بنماید پاسخ منفی خواهد داد و خواهد گفت که چون مبدل به گل سرخ خواهم شد برای روح خود بیمناک نیستم.
پس معلوم میشود قسمت اعظم وحشت ما ناشی از ملاحظات جسمانی است . موریس مترلینگ



اگر در اولین قدم، موفقیت نصیب ما می شد، سعی و عمل دیگر معنی نداشت. موریس مترلینگ



اهل بازار بر این باور اشتباهند که فرهنگ را هم می شود با زمان بندی دگرگون ساخت !. ارد بزرگ



هر گاه تصمیم شایسته ای گرفتید ، آنرا رها نکنید. آنتونی رابینز



هر کاری انجام می دهید آن را با تعهد انجام دهید . باربارا دی آنجلیس



انسان خوشبخت آن کسی است که حوادث را با تبسم و اندکی دقت بعلت وقوع آن تلقی وقبول نماید . مترلینگ



اندیشه همه گیر مردمی همیشگی نیست زیرا همواره دستخوش دگرگونی بدست جوانان پس از خود است ورود جوانان به آرامی ، آرمانهای نو پدید می آورد ، و اگر آرمان گذشتگان نتواند خود را بازسازی کند ناگریز نابود می گردد . ارد بزرگ



آدمی ساخته ی افکار خویش است فردا همان خواهد شد که امروز می اندیشیده است . موریس مترلینگ



روح کندوست که به زنبور عسل وحی می کند . موریس مترلینگ



کیهان دارای ساختاری هدفمند است . این ساختار به آن پویایی بخشیده ، و برآیندی شگرف ، در آن بر جای می گذارد . ارد بزرگ



شناختن وظیفه کار مشکلی نیست ولی انجام وظیفه مشکل است. لرد آیبوری



ترقیات بشر ، زاده عمل و کار انسان است. بناپارت



کمک به همگان ، عشقی است که به برجستگان کمک می کند راه های سرفرازی را بیابند . ارد بزرگ



معلم نفس خود و شاگرد وجدان خویش باش. پور سینا



دانای بی وجدان هیچ گاه صاحب روحی پاک نخواهد بود . رابله



دوستی با رنج ها و درد ها مانند دوستی با دشمن ستیزه جو ست ، باید بر ناراستی ها تاخت که این تنها راه ماندگاریست . ارد بزرگ



هیچ چیز در این دنیا اتفاقی نیست. وین دایر



اغلب آنهائی پیروز و موفق می شوند که کمتر تعریف و تمجید شنیده باشند. زولا



تا خود را از هرجهت کامل و شایسته ندیدی ، قضاوت نکن . پوشکین



حقیقت را همانطور که هست باید پذیرفت. روستان



اگر نتوانیم همیشه اتفاقاتی راکه در زندگیمان می افتد کنترل کنیم ، دست کم می توانیم بر واکنشهای خود نسبت به آن وقایع ، و بر اعمالی که در مقابل آنها انجام می دهیم مسلط باشیم. آنتونی رابینز



بی مایگی و بدکاری پاینده نخواهد بود ، گیتی رو به پویندگی و رشد است . با نگاهی به گذشته می آموزیم : اشتباهاتی همچون برده داری ، همسر سوزی و … را آدمیان رها نموده اند ، خردورزی ! آدمی را پاک خواهد کرد . ارد بزرگ



در سرتاسر طول زندگی باز همان عشق است که یگانه حامی و ناجی شماست . باربارا دی آنجلیس



بزرگترین داروی خشم ، صبر و درنگ است. سنکا



از اندیشه ها و آرزوهای دیگران ، برای موفقیت خود کمک بگیرید. پاندر



برای شناخت آدمیان ، بجای کنکاش در اندیشه تک تک آنها ، بدنبال شناخت پیشوای انگاره و خرد آنها باشید . ارد بزرگ



رمز کلیه پیروزی ها ، اراده است. روبرتسون





تارنگار آرش کمانگیر - برهان نظم

این روزها همش دارم به برهان نظم فکر میکنم..... نظم موجود در جهان پیرامونمان.....که دلیلی برای اثبات وجود خداست.....مخصوصا نظمی که در ساختار بدن انسان وجود داره..... والبته بعد از مرگ از بین میره..... نظم موجود در این جهان.....که اونهم مطابق قانون دوم ترمودینامیک از بین رفتنیه..... قانون دوم ترمودینامیک میگه: تمامی فرایندهای ترمودینامیکی در جهت افزایش انتروپی رخ میده..... انتروپی معیاری از بی نظمیه ..... یعنی هر روز نسبت به روز پیش انتروپی در جهان افزایش می یابد.....شما وقتی سنگی رو پرتاب می کنید بالاخره بر اثر نیروی دراگ هوا متوقف میشه..... کدوم نوع از حرکت وجود داره که بالاخره متوقف نشه؟!.....روزی رو ببینید که این سیارات و منظومه ها از حالت امروزی خودشون بیرون میان......یعنی این نظم از هم می پاشه..... البته در قرآن هم از این روز که زمین و آسمانها درهم ریخته میشود سخن آورده شده است..... به هرحال این بی نظمی امریست حتمی..... که نتیجه قوانین فیزیکیه...... بنابراین بهتر نیست به جای استفاده از برهان نظم برای اثبات وجود خدا از قوانین فیزیکی استفاده کنیم؟..... چرا که این نظم از بین رفتنیه..... و ثانیا خودش معلول وجود قوانین فیزیکه..... اگه جایی از برهان نظم برای اثبات وجود خدا استفاده بشه خود به خود خودمون رو محکوم کردیم......زیرا این نظم فانیه...... ثانیا سبب میشه بعدش نتیجه بگیریم چون این نظم از بین رفتنیه دنیا از روی تصادف ایجاد شده!!!.....و این نقض غرضه

*****

هیچگاه امید کسی را ناامید نکن ، شاید امید تنها دارایی او باشد . ارد بزرگ

توضیح: خیلی دوست داشتم برای هر پستی که اینجا میذارم بحث و تتبع کارشناسی برای رسیدن به نتیجه درست دربگیره..... ولی متاسفانه جامعه ما خصوصا اعضای وبلاگستان ازین نوع حرفها خوششون نمیاد و بیشتر دوست دارن روزمریات خودشون رو از نوع کفش و مانتو تا تعداد دوست دخترهاشون بیان کنند..... و این بسیار تاسف آوره..... حالا این وبلاگ هم نشد نشد..... لا اقل جایی برای بحثهای درست عقیده ای و اندیشه ای وجود داشته باشه..... که من ندیدم



ماخذ : http://arashekamangir.blogfa.com/post-141.aspx